فاصلهٴ تونس تا مصر كه اغلب براي پرهيز از سختيهاي صحرا سفر از راه دريا صورت ميگرفت) بيشتر خوشايند زايران بود، چون در هركدام اعم از باسواد يا عامي، دير يا زود يك نوع روح بيباك خانهبهدوشي پيدا ميشد كه از طول سفر باكي ندارد و اگر بتواند آن را طولانيتر ميكند و بدين ترتيب، بر شادماني خود ميافزايد. آيا ممكن است سالكان راه خدا را چيزي دلكشتر از روزهاي پياپي سفر كردن باشد، ديدن مردمان و سرزمينهاي غريب، يك هفته، يك ماه، يا يك سال ماندن در اين جا و آن جا، باز سفر از سر گرفتن، و در همهٴ اوقات كسب نعمت و رهايي از آزار، كسالت و مسئوليت زندگي در موطن! عَبْدَري شرح گرانبهايي از سفر طولاني خويش نوشت، و از ابن رشيد دو راهنامهٴ گرانبها در دست است، يكي دربارهٴ اسپانيا و ديگري دربارهٴ افريقا.
5. مسلمانان شرقي. هنگامي، كه ابن سعيد مغربي سرگرم نوشتن رسالهٴ جغرافياي خويش بود، رسالههاي مشابه يا حتي جامعتري به وسيلهٴ شرقيان نوشته ميشد.
نصيرالدين طوسي صُوَراﻷٴقاليم بلخي را به فارسي ترجمه كرد و از خود ملحقات و نقشههايي بر آن افزود. زيج او هم طبعاً داراي اسناد جغرافيايي بود. بخشي از تذكرهٴ نصيريه هم در توصيف شكل و اندازهٴ زمين و شامل شرحي دربارهٴ درياها، بادهاي دريايي، و غيره بود.
نهايةاﻹدراك قطبالدين هم از موضوعهاي مشابهي بحث ميكرد ــ زمينسنجي، درياها، اقليمها، و غيره.
هنگامي كه ارغون خان، بوشارللو دوگيزولفي را در 1289، به اروپا فرستاده بود، قطبالدين خط سير او را در روي نقشهاي نشان داد.
نصيرالدين و قطبالدين در وهلهٴ اول جغرافيرياضيدان بودند، ولي اطلاعاتشان بدان منحصر نبود و گواه آن توجهشان به درياها، بادها و غيره است. دو جغرافيدان زير، يعني قزويني و وطواط دايرةالمعارفنويس يا عجايبالمخلوقاتنويس بودند. قزويني، كه گاه او را پليني ايراني خواندهاند، عجايبالمخلوقات مفصلي نوشت كه داراي مطالب جغرافيايي فراواني است؛ همچنين، كتابي در جغرافياي جهان به ترتيب اقاليم هفتگانه تأليف كرد. اين كتابي است بسيار مرتب چون شهرها، كشورها، جزاير و غيره در هر اقليم يكايك به ترتيب الفبايي توصيف شده.
عجائبالمخلوقات و آثارالبلاد قزويني در شرق رواج زيادي يافت، و اين امر از فراواني نسخهها (كه بسياري از آنها مصور است)، تهذيبها، شرحها، و ترجمههايش به فارسي، تركي، و مغولي معلوم ميشود. وطواط در مقايسه با قزويني مثل خفاش در مقابل شاهين است، با اين همه دايرةالمعارف تاريخ طبيعي و جغرافيايي او در خور ذكر است.
بهترين را براي آخر نگه داشتهام. بيشك تأليف قزويني مفصل بود، ولي كمتر از كار جويني مورخ بزرگ ما را تحت تأثير قرار ميدهد. او دو بار از ايران به مغولستان رفت و بازگشت؛ و بعدها، هم جهانگردي خود را در خدمت هلاكو ادامه داد. كاتب شخصي چون هلاكو بودن با